مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جابجایی حق و باطل» ثبت شده است

هشت رذیله 9 / ناسپاسی 6 / معلم 1

| سه شنبه, ۸ مهر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۲ ق.ظ

سلام علیکم - بسم الله


حالتون چطوره؟ الهی شکر که خوب هستید! زنده اید! و این اصل نعمت است! آنها که مرده اند حاضر بودند هزار برابر مشکلات شما را می داشتند ولی زنده بودند. و الان شما یک هزارم آن مشکلات را دارید و زنده هم هستید. آیا این چیز کمی است؟ خدایا شکرت که خیلی مهربانی!
جلسه قبل، آخرین بحث در زمینه والدین را ارائه دادیم! دوستان سؤالاتی را مطرح کردند که به آنها پاسخ دادم. می توانید آنها را مطالعه کنید. اگر باز هم سؤالاتی بود مطرح کنید. این را گفتم که بگویم بحث والدین تمام نشده است! می تواند همچنان موضوع گفتگو باشد!
گام اولِ تقویت روحیه سپاسگذاری، سپاس از والدین بود که ان شاء الله عزمتان را جزم نمودید که گام اول را بخوبی بردارید. مهم عزم است. شاید عمر کفاف ندهد که عزم تان را عملیاتی کنید. اشکالی ندارد. خداوند به نیتها پاداش می دهد. با عزم، مسیر کمال را آغاز نموده اید دیگر می توانید بعد از مرگ مسیر را ادامه دهید! وای از آن روزی که همین عزم هم صورت نگرفته باشد! روزگار بگذرد با همین روزمرگی ها و آرزوهای دمدستی و دنیایی.
گام دوم تکریم معلم است.
گامهای خودسازی و سیر سلوک حساب شده است. در نگاه کلی گام اول تخلیه است. زدون درون از رذائل است. رذائل انسانی. و در این گام بلند، گامهای کوچکتر زیادی قرار دارد.
اگر گامها درست برداشته نشود، در واقعیت هیچ حرکتی صورت نمی پذیرد و فقط در عالم خیال است که انسان خود را رو به کمال می پندارد. باید از شیطان ترسید! او خیلی مکار است. مکر شیطان بر محور تلبیس (جابجایی حق و باطل) می چرخد: تغییر جای زشت و زیبا و تغییر جای ناقص و کامل.
کسی که فریب خورده شیطان است، در حال سقوط است ولی خود را در حال سقوط نمی بیند چون فکر نمی کند کار زشتی انجام می دهد. فکر می کند اگر هم کارش زشت است آنقدر ها زشت نیست. فکر نمی کند کارهای زیبایی را ترک نموده است. فکر می کند اگر هم کار خوبی را ترک کرده است، آنقدر ها هم آن کار زیبا نبوده است.
کسی که فریب شیطان را خورده است هیچ کوهی را بالا نمی رود، ولی خودش فکر می کند در حال رشد است. کارش را بی نقص می داند و اگر نقصی در کارش ببیند آن نقص را خیلی مهم نمی انگارد. با خود می گوید من که حال معنوی خوشی دارم حالا اگر مادرم، پدرم از من خشنود هم می بودند خیلی بهتر بود ولی خب حالا که نیستند خدا خودش این نقص را با این کارهای خوبی که می کنم جبران می کند!!!
و یا نقصی را که خیلی مهم نیست نقص عمده ای می شمارد. خودش را بیجهت ملامت می کند و یا به دیگری بخاطر این نقص می تازد و چون خودش آن نقص را ندارد خیلی به خودش می نازد. شیطان کارش تغییر جای ناقص و کامل است. و نیز جای ناقص را با ناقص تر و کامل را با کامل تر عوض می کند و یا بر عکس. همچنان که جای زیباتر را با زیبا و زشت تر را با زشت و بر عکس، عوض می کند. کلا شیطان می خواهد تو در وهم باشی! تو را از علم دور می کند. چون علم نور است و وهم ظلمت است و کار شیطان یخرجهم من النور الی الظلمات است و کار انبیاء که باید عالمان راه آنها را ادامه دهند، یخرجهم من الظلمات الی النور است.
تکریم معلم گام دوم است.
تکریم معلم، هم دعا کردن مدام برای او و احوال پرس او بودن است و هم حفظ ادب وقتی که در محضرش حضور دارید!
قصه ملاقات دو پیامبر بزرگ: حضرت موسی و حضرت خضر عجیب پیامهای انبوهی دارد! این قصه از آیه 60 تا آیه 82 سوره کهف آمده است. شهید ثانی در کتاب منیة المرید از آیه 66 سوره کهف دوازده ادب برخورد با معلم را برداشت نموده است. آیه این است:
هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلى‏ أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً 
ان شاء الله در جلسه بعد، متن عربی این قسمت از کتاب منیه را برایتان ترجمه می کنم ولی قبل از آن خودتان در آیه تدبر کنید ببینید از این دوازده ادب چندتایش را متوجه می شوید؟ خدا را چه دیده اید شاید شما به چیزی پی بردید که شهید ثانی به آن پی نبرده است.
موفق باشید.