مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معنای تلد» ثبت شده است

سلام علیکم - بسم الله


بند پنجم دعای استغفار:

اللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْغَیِّ وَ یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ وَ یُقِلُّ الرِّزْقَ وَ یَمْحَقُ التَّلْدَ [التَّالِدَ] وَ یُخْمِلُ الذِّکْرَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ.
ترجمه: بار خدایا ! از تو آمرزش میطلبم از هر گناهی که به سوی گمراهی می کشاند و از راه رشد دور می کند، و روزی را کم و برکت را از بین میبرد، میراث گذشته را نابود و نام آدمی را از خاطره ها میبرد، پس بر محمد و آلش درود فرست و این گونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان!

لغت:

محق، یعنی نقصان تا جایی که منتهی به بطلان یا محو شدن بشود! در مقابلِ مفهوم «ربو» که به معنای حجیم شدن همراه با زیاد گشتن است. چنانکه خداوند می فرماید: ان الله یمحق الربا.

تَلد، به معنی هر آن چیزی است که از مال به دست آید.

خمل، به معنی مخفی شدن یاد و یا صداست! خامِل به شخص گمنام و فرومایه گفته می شود.

شرح:

حضرت در این دعا از گناهانی نام می برد که مسیر زندگی انسان را منحرف می کند.

گناهانی که انسانها انجام می دهند، در آغاز، با پشیمانی همراه است. وجدان انسان مدام با او درگیر می شود.

این درگیری اگر با تکرار گناه ادامه پیدا کند، انسان برای آرام نمودن درون خود، آرام آرام دست به تغییر اندیشه خود درباره گناه می زند.

این تغییرات به ترتیب و با فاصله زمانی - بسته به میزان تکرار گناه - این گونه صورت می گیرد:

1) مقدمات گناه را دیگر گناه نمی شمارد.

2) از میزان زشتی گناه می کاهد.

3) اصل گناه بودن آنچه را که انجام می دهد انکار می کند.

البته همه انکارهای حقیقت در آغاز با تردید شروع می شود و بعد به انکار می انجامد.

با انکار گناه، مسیر فکری زندگی انسان تغییر می یابد. «رشد» تبدیل به «غی» می گردد. رشد راه خیر و صلاح است و غی راه شر و فساد.

عوض شدن مسیر، غیر از خود گناه است. گناهانی که با شرم همراه هستند و گنهکار به هیچ نحوی در باره آنها دچار تغییر فکری نشده است، مسیر فکری انسان را و نگرشش را در امور مختلف تغییر نداده است.

در بند پنجم دعای استغفار از گناهانی سخن گفته می شود که نوع نگاه انسان را به مسائل مختلف تغییر می دهد. این تغییر نگاه نامش «غیّ» است.

دین همه نگاه ها و رفتارها انسان را به سمت خیر و صلاح پیش می برد. رفتارها کاملا تابع نگاه ها و تحلیل ها و اندیشه های انسان هستند.

اصلا میزان دین داری انسان را باید در میزان هماهنگی اندیشه های او با حقائقی داسنت که دین از آنها سخن گفته است. (لِکُلِّ ذَنْبٍ یَدْعُو إِلَى الْغَیِّ وَ یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ)

«یضل عن الرشد» گمراهی از رشد، یعنی گم نمودن راه؛ همان راهی که قبلا در آن حرکت می کرده است! گم نمودن راه، تغبییری دیگر از غفلت است! وقتی انسان دچار «غی» می شود، دچار فراموشی مزمنی نسبت به وضعیت قبل خود می گردد. تنها چیزی که یادش می ماند، رفتارهایی است که در مسیر قبل داشته است. کارهای خوبی که انجام می داده و کارهای زشتی که به آنها نزدیک هم نمی شده است.

ولی آن اندیشه و باوری که باعث این رفتارها بوده است را بکلی به فراموشی می سپارد و یا به تعبیر دعا، گم می کند. (یُضِلُّ عَنِ الرُّشْدِ)

در پی این گمراهی، رزق و بهره و خوشنامی انسان نیز آسیب جدی می بیند. (یُقِلُّ الرِّزْقَ وَ یَمْحَقُ التَّلْدَ [التَّالِدَ] وَ یُخْمِلُ الذِّکْرَ)

کم شدن رزق و کم شدن بهره ای که انسان می تواند از مالش بدست بیاورد و نیز کاسته شدن از آبروی انسان که در واقع رزق اجتماعی انسان است، از ثمرات ورود به مسیر غی است!
وقتی انسان رزق حلالش کم شد و نتوانست از مالش به نحو مشروع سود مناسب را بدست بیاورد و نیز آبرویش لطمه دید، تلاش خواهد کرد این مشکلات از طریق غیر مشروع حل کند.
این چنین است که رو به رزق حرام می آورد و  از مالش به نحو باطلی سود بدست بیاورد و مسیری را در بالابردن اعتبار خود در جامعه انتخاب کند، که همه منحرفین اینگونه اعتبار وهمی خود را بدست آورده اند.
پس اصرار بر گناهان، به اندیشه صحیح انسان آسیب می زند، در نتیجه مسیر زندگی مادی و معنوی او را تغییر می دهد.