مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معنی لزغش» ثبت شده است

سلام علیکم - بسم الله


بند 1 فراز 4: فَکَمْ قَدْ أَذْنَبْتُ فَعَفَوْتَ عَنْ ذَنْبِی وَ کَمْ قَدْ أَجْرَمْتُ فَصَفَحْتَ عَنْ جُرْمِی وَ کَمْ قَدْ أَخْطَأْتُ فَلَمْ تُؤَاخِذْنِی وَ کَمْ قَدْ تَعَمَّدْتُ فَتَجَاوَزْتَ عَنِّی وَ کَمْ قَدْ عَثَرْتُ فَأَقَلْتَنِی عَثْرَتِی وَ لَمْ تَأْخُذْنِی عَلَى غِرَّتِی
لغت:
ذنب، یعنی تبعیتی همراه با عقب بودن تابع و متصل بودنش با متبوع و پست بودنش نسبت به متبوع. به گناه ذنب گفته می شود زیرا آثار گناه در پی صاحب گناه است و به او متصل است. آثاری که پست تر از خود گناه است!
عفو، یعنی قطع نظر از چیزی که زمینه توجه به آن هست.
جُرم، یعنی جدا شدن از مسیری که حق، اقتضای رفتن آن مسیر را می کند. یعنی عملی که ناهنجار است!
صفح، یعنی گرداندن صورت از چیزی به کناره آن چیز. صفح غیر از اعراض است! اعراض یعنی بطور کلی روی گردان شدن! ولی صفح یعنی بیشتر نگاهش را برگردانده است ولی هنوز قسمتی از رویش طرف اوست!
خطا، یعنی انحراف از امری طبیعی و حق.
اخذ، یعنی تناول و گرفتن و در دعای فوق این تناول همراه با قهر است. 
تعمّد، یعنی انجام کاری همراه با تمایل و رکون (اطمینان) بدون خطا. در دعای فوق به معنای عمدی انجام دادن کار زشت است.
تجاوز، یعنی قبول نمودن عبور! یعنی خداوند عبور گنهکار را از گناهش و توبه او را قبول می نماید.
عَثره، یعنی عمل که بدون فکر انجام گرفته است یعنی لغزش!
اقاله، از ریشه «قیل» است. «قیل» به معنای رفع رنج و تنگنایی است. خواب قبل از ظهر را «قیلوله» می گویند چون رنج خستگی نیم روز را می برد. «قول» به معنای استفاده از ابزاری است که آنچه در درون است بیرون بیاید و آشکار شود و «قیل» یعنی انجام کاری که رنجی که در درون است بیرون بیاید.
«اقاله معامله» یعنی بهم زدن معامله. خریدار وقتی جنسی را می خرد و بعد پشیمان می شود، قطعا از خرید خودش دچار رنجش می گردد. فروشنده با اقاله معامله و پس گرفتن جنس فروخته شده، این رنج را از بین می برد!
در حدیث است که هرکس در دنیا اقاله کند، خداوند روز قیامت او را اقاله خواهد نمود. رجبعلی خیاط یکی از عرفاء معاصر، در مغازه اش نوشته ای را روی دیوار نصب کرده بود: «جنس فروخته شده پس گرفته می شود!»

اقاله در دعای فوق به معنای این است که وقتی کسی لغزشی انجام می دهد دچار رنجی از شرم می شود و یا آن عمل دارای تبعاتی است که موجب رنجش او می شود. خداوند با اقاله لغزش، آن رنج را از بین می برد. لغزش مثل خرید جنسی بدون فکر.
غِره، یعنی بخاطر تأثیری پذیری از چیزی دچار غفلت شدن! و یکی از لوازم این چنین غفلتی، فریب خوردگی است. بر این اساس می توان غره را فریب خوردن معنی کرد!
شرح:
در فراز چهارم بند نخست دعای استغفار از شش گناه سخن به میان آمده است. این شش گناه با توجه ماهیت آن و نیز علل بوجود آورنده آن تقسیم شده است.
قسم اول: ذنوب
ذنب گناهی است که دارای تبعات زیانباری است. تبعات یک گناه بزرگتر از خود گناه است. زیرا انسان گناه را ممکن است از یاد نبرد و از آن توبه کند ولی تبعات آن گناه غالبا از نگاه شخص دور می ماند. مثلا وقتی کسی ناسزا می گوید، شخصی که ناسزا می شنود عصبانی می شود و ممکن است این عصبانیش را آنجا بروز ندهد و در جایی دیگر بروز دهد و شخص و اشخاصی که مورد عصبانیت فرد دوم قرار گرفته اند خود عصبانی شده و آن را جایی دیگر بروز دهند. و نیز وقتی به کسی ناسزا گفته می شود، از قبح ناسزا گفتن هم نزد خود ناسزا گوینده و هم ناسزا شنونده کاسته می شود و هر دو را برای ناسزا گفتن بعدی آماده تر می سازد. قرآن می فرماید: من یعمل مثقال ذرة شرا یره. چطور می شود وزن یک عملی تا حد «ذره» پایین می آید؟ اینگونه که وقتی تبعات یک عملی تعقیب شود و تأثیر آن روی اعمال زشتی که بعدها توسط دیگران انجام می گیرد محاسبه شود، شاید تأثیر آن در حد یه ذره باشد ولی این کوچکی تأثیر، دلیل نمی شود روز قیامت مورد محاسبه قرار نگیرد!
لذاست که در میان گناهان، «ذنب» بیشترین موردی است که از آن استغفار می شود.
وقتی خداوند بنده اش را مورد عفو قرار می دهد، یعنی به تبعات آن عمل، توجهی نمی کند.
قسم دوم: اجرام
قسم دوم گناه جرمها است. جرمها، رفتارهای ناهنجار است. رفتارهایی که با هنجارهای عقلی، شرعی و یا عرفی سازگاری ندارد. جرمها رفتارهای غیر طبیعی و غیر حق و نادرست است.
در دعای استغفار، بنده از خداوند می خواهد که نسبت به اجرام او «صفح» داشته باشد. یعنی آن را ندید بیانگارد. هر چند بنده، حق را ندید انگاشته است، ولی خداوند مقابله به مثل نکند. کسی که رویش را از کسی بر می گرداند طوری که نیم رخش تنها به سمت اوست، یعنی خود را به ندیدن زده است. ولی اگر پشت به او کند، یعنی دیده است و تصمیم گرفته است با او قهر کند! و اگر همچنان رویش به او باشد یعنی کار او را دیده است و تصمیم دادر او را مجازات نماید.
حضرت در دعای استغفار از میان سه حالت فوق از خداوند می خواهد که صفح کند، یعنی هم خود را به ندیدن بزند و هم تصمیم بر مجازات و بر قهر نگیرد!
قسم سوم: خطایا
قسم سوم گناهان خطاها است. خطا سه نوع است:
خطا در تشخیص حکم. این بدترین نوع خطا است. وقتی کسی در تحلیل مسئله دچار اشتباه شود، گزاره ای غلط به عنوان حکم مسئله در ذهنش شکل می گیرد. مثلا نماز را امری خوب می داند ولی به ضروری بودن آن حکم نمیکند زیرا معتقد گشته است که ارتباط با خداوند لزوما نیازمند نماز خواندن نیست!!
خطا در درستی عمل. کسی حکم را درست تشخیص داده است ولی عملی که طبق آن حکم می خواهد انجام دهد، همراه با دقت نیست لذا در انجام کامل آن دچار اشتباه می شود مثل اشتباهاتی که غالبا مردم در انجام نماز دارند.
خطا در تطبیق مصداق. کسی حکمی را درست تشخیص داده است ولی وقتی می خواهد برای آن حکم مصداق یابی کند، دچار اشتباه می شود. مثلا نمازش را قبل از وقت می خواند چون در تشخیص وقت، دچار اشتباه شده است.
در دعای استغفار از هر سه این خطاها طلب عدم مؤاخذه شده است.
در دنیا همه اشتباهات مؤاخذه دارد. مهم نیست شما عمدی در ارتکاب زشتیها داشتی ای یا نه! بنابرین کسی که نگران گناهان خود است باید نگران اشتباهات و خطاهای خود نیز باشد.
البته خطاها، تحث تأثیر ذنوب و گناهان صورت می پذیرد. یعنی یکی از آثار ذنوب، پایین آمدن قدرت تشخیص است. به همین خاطر گفته می شود، انبیاء و اوصیای آنها باید معصوم باشند تا از خطا مصون باشند، زیرا معصیت تأثیر زیادی روی خطاهای غیر عمدی انسان می گذارد. قرآن می فرمای: ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا (انفال: 29)
عموما همه آنها که می خواهند در کارهایشان خطا نکنند، حتی محققی که در هر رشته ای تحقیق می کند و یا قاضی که قضاوت می نماید و یا مربی که در تنبیه فرزند و یا دانش آموزش نیازمند به قضاوت است و یا سیاستمداری که بسیار نیازمند به بصیرت است و یا .... همه و همه نیازمند به پارسایی و تقوا هستند.
هرکسی با هر دینی که دارد و یه هر میزان از ارزشهای انسانی که به آنها معتقد است، باید خود را پایبند، بایدها و نبایدهایی که به آنها معتقد است بکند و الا دچار خطا خواهد شد و هر چه تصمصیمات او مهم تر باشد، خطاها بیشتر سراغش خواهد آمد.


  • ۰ نظر
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۰:۰۷