مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر
طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «گریه موجب بقای نهضت حسینی نه هدف آن» ثبت شده است

سخنرانى امام موسى صدر در جمع اعضاى ارشد جنبش امل‏

بسم الله الرحمن الرحیم، السلام علیک یا ابا عبدالله و على الارواح التى حلّت بفنائک، علیک منى سلام الله ابداً ما بقیت و بقى اللیل و النهار، و لا جعله الله آخر العهد منى لزیارتکم، السلام على الحسین و على علىّ بن الحسین و على اولاد الحسین و على اصحاب الحسین.

در این روز و در این مکان در برابر خود دو دریچه به سوى واقعه کربلا مى‏بینیم. زمان، روز عاشورا است و مکان، حسینیه. در این روز با نام و یاد حسین به سر مىّ‏بریم و به رنج‏هاى حسین در راه خدا و رنج‏هاى یاران و اهل بیت او درراه حق و مبارزه با ستم و پاسدارى از کرامت انسان ... و در راه همدردى با ستمدیدگان گوش فرا مى‏دهیم. ما در زمان و مکانى به سر مى‏بریم که ما را به آن واقعه مى‏برند.

امروز روزى است که نسل اندر نسل به ما رسیده است و از نخستین روزهاى عمر خود درباره آن شنیده‏ایم و آن را گرامى داشته ‏ایم، شنیده‏اید که امام صادق (علیه السلام) و امام على بن حسین زین العابدین (علیه السلام) و امامان و پیشوایان پس از آنها این روز را گرامى و بزرگ داشته‏اند و آن را به ارث برده و به ارث گذاشته‏ اند و دست به دست آن را حفظ کرده‏ اند تا به ما رسیده است.

برخى از پدران ما به یاد دارند که در گذشته مراسم عاشورا را پنهانى برگزار مى‏کردند و این میراث ارزشمند را در برابر ستم‏هاى فراگیر عثمانى حفظ مى‏کردند. آنها براى‏ بزرگداشت این مراسم شب هنگام در محله‏ ها مراقبانى را در راههاى ورودى خانه‏ ها مى‏گماشتند تا وقتى مأموران عثمانى آمدند جمعیت پراکنده شود و حضور خود را یک دیدار عادى نشان دهند. همه این کارها براى آن بود که این مناسبت در میان آنان زنده بماند. خداوند به آنان به خاطر خدمتى که به دین و ما کرده‏اند پاداش نیک دهد. ولى جاى این سوال است که چرا آنان این مناسبت را بزرگ و گرامى مى‏داشته‏ اند؟ چرا براى زنده‏ و بانشاط و کارآمد نگه داشتن آن تلاش کرده‏اند تا به دست ما برسد؟ آیا براى اینکه ما تنها گریه کنیم؟ نه، هرگز، گریه کردن یکى از عوامل بقاى این مناسبت است که آن را پر رونق و پرشور ساخته و اثرى عمیق در دلها به جا گذاشته است.

ما در تاریخ خود در لبنان هیچ گاه مانند امسال این مناسبت را به طور شایسته گرامى نداشته‏ ایم. امسال مى‏توانیم بفهمیم چرا نیاکانمان این روز را بزرگ مى‏داشته ‏اند؟ و چرا از آن پاسدارى کرده و به خاطر آن مرده‏اند. آیا به خاطر بزرگداشت شهید بوده است؟ شهیدان که در نزد خداوند بزرگ و ارجمندند. یا به خاطر تعصب ‏ورزى و فتنه‏ انگیزى و تفرقه افکنى؟ نه، هرگز، این امور از پیشوایان ما که پیشگام مبارزه براى حفظ این امت بوده‏ اند، بعید است. آنان این مناسبت را حفظ کرده ‏اند تا به فرزندان خود و به ویژه ما در لبنان بفهمانند که راه حق هموار و رام نیست، بلکه پر از خار و تیغ است و در آن کشته شدن و رنج کشیدن و متهم شدن و اسیر شدن و گرسنگى و تشنگى و همه چیزى دیگر وجود دارد.

گوشه ‏اى از رنج‏ها و دردهاى امام حسین (علیه السلام) و سرور شهیدان و پسر دختر رسول خدا را شنیدید. چرا امام خود را به این رنج و مصیبت گرفتار کرد؟ مى‏توانست در خانه خود محترم و ارجمند بنشیند. مى‏توانست هر آنچه از لذت و بهره‏ هاى دنیا که مى‏خواست براى خود فراهم کند. ولى از این کار خوددارى کرد و همه قیام خود را تنها در دو جمله خلاصه کرد: «الا ترون ان الحق لایعمل به و ان الباطل لایتناهى عنه لیرغب المؤمن فى لقاء الله محقاً؛ آیا نمى‏بینید که به حق عمل نمى‏شود و از باطل پرهیز نمى‏شود؟ جا دارد مؤمن دیدار خدا را آرزو کند».

وقتى به حق عمل نمى‏شود و باطل در بین مردم رواج دارد و از آن رو نمى‏گردانند، جا دارد مؤمن آرزوى ملاقات خدا (مرگ) کند. نه اینکه خود را بکشد، بلکه از حق دفاع کند هرچند به رنج‏هایى مانند رنجهایى که مردم ما امروز با آن سر و کار دارند، مبتلا شود! هر چند به همان رنج‏هاى مردم «شیاح» و «کرک» و «حاره الغوازنه» گرفتار شود. بر سر مردم ما در این مناطق بمب‏ها و موشک‏هایى ریخته مى‏شود که از اموال و مالیاتى که از خود آنها گرفته شده، تهیه شده است. این اموال از درآمد ما و از زندگى ما گرفته شد تا به دستان جنایتکار سپرده شود و در شب‏هاى سیاهى که کشور و شهروندان نیازمند امنیت بودند، این موشک‏ها بر ضد ما و مردم بى‏گناه و بى‏ دفاع غیر نظامى به کار گرفته شد.

این راه حسین (علیه السلام) است و وقتى ما عاشورا را گرامى مى‏داریم مى‏خواهیم به آنان از بالادستان تا قصرنشینان و کسانى که در دفترهاى خود نقشه مى‏کشند و توطئه مى‏کنند بگوییم: میراث و تاریخ ما را مشاهده کنید. زندگى و تاریخ ما آماده تحمل چنین سختى‏ها و دشوارى‏هایى است. ما با این رنج‏ها و عذابهایى که به ما مى‏دهید بیگانه نیستیم. اگر شما مردم‏ بى‏پناه و غیر نظامى را مى‏کشید، اگر زنان را عذاب مى‏دهید، اگر کسانى را که مى‏ربایید شکنجه مى‏کنید، اگر دست اسیران را بر خلاف همه آداب و قواعد انسانى در جهان قطع مى‏کنید، اگر مناطق غیر نظامى را بمباران مى‏کنید، اینها براى میراث و تاریخ ما ناآشنا و بیگانه نیست. ما از چنین آزارها و شدیدتر از آنها 1300 سال پیش نیز در اثر مصیبتى که بر سرور جوانان بهشت وارد شده است رنج برده‏ ایم. ما از این گونه مصیبت‏ها رنج برده و خواهیم برد و در راه خود ثابت‏ قدم خواهیم ماند و تسلیم نمى‏شویم و زیر بار ظلم و طغیان نمى‏رویم و از ایمان خود دست برنمى‏داریم. ما به وحدت لبنان و به انسان ایمان داریم؛ لبنانى که از حق دفاع کند و شهروندان آن از حقوق و تکالیف یکسان برخوردار باشند و هر گونه تبعیض و سلطه‏ گرى را نمى‏پذیریم.

ما در این کشور به ضرورت دفاع از وطن و جنوب در برابر اسرائیل ایمان داریم و نمى‏پذیریم که بر ضد آن توطئه شود، ما در این کشور ایمان داریم که مقاومت فلسطین حقى است مقدس و از این باور خود دست برنمى‏داریم، هرچند ما را شکنجه دهید یا نابود کنید. این سخن شما را که آنها سنى هستند و ما شیعه هستیم، نمى‏پذیریم. شیعه یعنى کسانى که براى سنت و اسلام و مسائل جهان اسلام جان خود را فدا مى‏کنند. امام حسین و امام صادق علیهما السلام هیچ گاه نگفتند مى‏خواهم از جماعت و پیروان خودم دفاع کنم. آنان از امت و از مسلمانان و از حق هر کجا که باشد دفاع مى‏کرده‏ اند.

مسئله فلسطین مسئله‏ اى برحق است و خطر اسرائیل تنها فلسطین را تهدید نمى‏کند، بلکه لبنان و هر انسانى را تهدید میکند. اسرائیل شر مطلق است و از این رو هر کس در برابر آن بایستد خیر مطلق است. ما از آنان دفاع مى‏کنیم و هرگز از آنان چیزى نمى‏خواهیم جز اینکه در کنار حق بایستیم. همان گونه که حسین (علیه السلام) پیش از 1400 سال گفت: «آیا نمى‏بینید که به حق عمل نمى‏شود و از باطل پرهیز نمى‏شود؟» ما براى ساختن وطنى یکپارچه و عدالت‏خواه و حق‏ طلب و در راه دفاع از وطن و پاسدارى از مقاومت فلسطین مى‏ایستیم و آنان را رها نمى‏کنیم و از وطن خود دست برنمى‏داریم و تجزیه آن را نمى‏پذیریم.

ما از چه رنج مى‏بریم؟ آیا مى‏خواهید ما را عذاب دهید؟ پیش از این نیز اجداد شما، شمر و یزید و ابن زیاد، حسین و فرزندان حسین را عذاب دادند. در تاریخ این مسئله تازه‏ اى نیست که بندگان شیطان و دنباله‏ روان استعمار، حق‏ طلبان و مستعضفان را عذاب دهند. ولى ما همواره تحمل مى‏کردیم و این آیه شریفه را مى‏خواندیم: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛ «ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روى زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم.» (قصص:28)

اجداد آنان فرعون هستند. قرآن کریم آنان را فرعون خوانده است. فرعون یعنى چه؟ هر طغیانگر ستمگرى فرعون است: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِى الارْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا»؛ «فرعون در آن سرزمین برترى جست و مردمش را فرقه فرقه ساخت.» (قصص: 28) همچنان که آنان نیز ما را در این سرزمین دسته دسته و گروه گروه کردند: «یَسْتَضْعِفُ طَائِفَهً مِّنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَیَسْتَحْیِى نِسَاءهُمْ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ»؛ «فرقه‏ اى را زبون مى‏داشت و پسرانشان را مى‏کشت و زنانشان را زنده مى‏گذاشت، که وى از تبهکاران بود.» قرآن سپس مى‏گوید: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الارْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» ایستادگى ما در برابر ظلم و ستم چیز تازه‏اى در تاریخ نیست. و اینک ما عاشورا را گرامى مى‏داریم.

عاشورا، یاد عاشورا و عزادارى‏هاى عاشورا پدیده‏ هایى نیستند که به یکباره ظهور یافته باشند. از زمانى که ما بودیم و از زمانى که مذهب ما وجود داشت، عاشورا را گرامى مى‏داشتیم و مى‏گفتیم: السلام علیک یا ابا عبدالله، مى‏گفتیم: «یا لیتنا کنا معک»؛ کاش ما با تو بودیم. ما مى‏دانیم حسین (علیه السلام) چه سختى‏ها و مصیبت‏هاى کشیده است. هر روز درباره این مصیبت‏ها مى‏شنویم: درباره کشته شدن او و فرزندانش و کشته شدن کودک شیرخوارش، تشنگى، اسارت، هجوم لشکریان به خیمه‏ گاه، جدا کردن سرها، آزارها، تاختن اسب‏ها بر روى بدن‏هاى پاک شهدا. همه اینها در تاریخ آمده است. اینها الفباى تاریخ مذهب ماست. اى ستمگران! اى کاخ‏نشینان! اى‏ جنایتکاران! با چه چیزى مى‏خواهید ما را عذاب دهید و شکنجه کنید؟ با موشک‏باران «غبیرى» و «حىّ‏ الغوارنه» و «برج البراجنه»؟ اینها در تاریخ ما سابقه داشته است. ما در مقابل این سختى‏ها بسیار صبر پیشه کرده‏ ایم، بسیار تحمل کرده‏ ایم، بسیار ایستاده‏ ایم و هیچ گاه عقب‏نشینى نکرده و نخواهیم کرد. و هنگامى که موعد فرا رسد هیچ یک از ما شریفتر و بزرگتر از حسین (علیه السلام) نیست، عمرمان طولانى‏تر از عمر حسین (علیه السلام) و خونمان رنگین‏تر و پاک‏تر از خون حسین (علیه السلام) نیست، مى‏ایستیم و مى‏جنگیم و از کودکان و اهداف و حقوق خود بى‏باکانه دفاع مى‏کنیم.

شبهه‏ اندازى و تفرقه ‏افکنى بس است. تقسیم ‏بندى مردم و حیله‏ گرى و تبلیغات گمراه‏ کننده کافى است! مردم حاره الغوارنه چه کرده‏ اند که سزاوار آوارگى و اسارت باشند؟ چه کرده‏ اند! آیا در میان آنان برخى تیراندازى کرده‏ اند؟ همه مردم در همه جا تیراندازى کرده ‏اند. جوانان چه کرده ‏اند که باید دستانشان را بر روى سرهایشان قرار مى‏دادند؟ همه اینها براى خوار کردن و ترساندن و اثبات برترى نژادى است همان گونه که یهود چنین مى‏کند. ولى یهود از اینکه خود را ملت برگزیده خدا خواندند چه سودى بردند؟ غیر از بحران و نابسامانى و محنت همیشگى خود و ملت یهود و عرب؟ آیا اکنون قرار است با چشمان خود شاهد شکل‏گیرى اسرائیلى جدید در این منطقه باشیم؟ اسرائیلى مسیحى؟ هرگز، اگر یک قطره از خون ما باقى باشد نمى‏گذاریم اسرائیل دومى در سرزمین ما به وجود آید، هر کارى هم مى‏خواهند بکنند. برتر دانستن برخى بر دیگران را نمى‏پذیریم، همه مردم مانند دانه‏ هاى شانه با یکدیگر برابرند. نمى‏خواهیم بر کسى برترى داشته باشیم و نه کسى بر ما برترى داشته باشد. سه نفر از آنان اسیر مى‏شوند و آنان در مقابل 130 یا 90 یا 30 نفر را در منطقه کحاله، اسیر مى‏کنند، یعنى در برابر هر یک نفر، ده نفر. این تفکر صهیونیستى است، این تفکر نازى‏هاست. این تفکر فاشیستى است. این تفکر برترى‏جویانه است که مردم را تقسیم‏ بندى مى‏کند: برخى بالاتر از دیگران و برخى پایین‏تر. این تفکر مردود است. چه خواهید کرد؟ ما را عذاب مى‏کنید؟ تاریخ ما، عاشوراى ما و احترام ما به حسین (علیه السلام) تأکید مى‏کند که ما دنباله‏ رو همین راهیم و این چیز جدیدى نیست که مردم را مى‏کشید، آزار مى‏دهید، مى‏ربایید، و خانه مردم غیر نظامى را خراب مى‏کنید. اینها در تاریخ ما تازگى ندارد. امام حسین علیه السلام کشته شد، فرزند شیرخوارش کشته شد، زنان او اسیر شدند، خیمه‏گاه او به آتش کشیده شد، حال اگر خانه‏ هاى ما نیز سوزانده شود، تسلیم نمى‏شویم و سر فرو نمى‏آوریم. حسین این را به ما آموخت و زنده نگه داشتن یاد عاشورا یعنى همین.

دست ما براى تفاهم و آشتى دراز است، ولى اگر خواهان جنگ هستند ما نیز آماده‏ ایم. حسین (علیه السلام) تا آخرین لحظه نصیحت و خیرخواهى مى‏کرد و از جنگ پرهیز مى‏کرد، ولى وقتى آنان بر جنگ پا فشردند، گفت: من آماده ‏ام، هیچ مانعى وجود ندارد. ما نیز حسین را بزرگ و عزیز مى‏شماریم و افتخار ماست که او را عزیز بشماریم و در راه او حرکت کنیم. اگر آنان جنگ مى‏خواهند ما آماده‏ ایم و اگر خواهان صلح و آشتى هستند نیز ما آماده‏ ایم. ما به دنبال برترى‏ جویى و فساد در زمین نیستیم و سرانجام نیک از آن تقواپیشگان است. معناى بزرگداشت یاد حسین این است.

اى حسینیان! اى کسانى که براى بزرگداشت نام و یاد حسین گرد آمده‏ اید. زمان روز عاشوراست و مکان حسینیه است، یعنى دو دریچه به سوى یاد حسین علیه السلام در برابر ما گشوده است. دراین سال هیچ شهرى در جهان، حتى کربلا که قتلگاه و قبر امام حسین (علیه السلام) است، مانند لبنان، این مناسبت را گرامى نداشته و نمى‏تواند داشته باشد. بزرگداشت این مناسبت در شرایط ما با اجتماع کردن نیست، بلکه با دادن شهید است؛ شهیدانى که یکى پس از دیگرى بر زمین مى‏افتند و ما بر آنان نماز مى‏خوانیم و یادشان را گرامى مى‏داریم. ما ایستاده‏ایم. مهاجرت یا فرار نمى‏کنیم و زنان و کودکانمان را رها نمى‏کنیم و «آخ» به زبان نمى‏آوریم. ما این گونه نام و یاد حسین را گرامى مى‏داریم.

بنابراین در این سال ما در همه عالم و همه تاریخ این افتخار را داریم که براى نخستین بار در تاریخ حسینى خود، با عقل و جان و دست و مال و حیات خود یاد حسین (علیه السلام) را گرامى داشتیم، نه با زبان تنها. ما زمان حماسه را گرامى مى‏داریم. زمان آن کى مى‏رسد؟ آنکه این زمان را تعیین مى‏کند ما نیستیم. ما تنها آماده‏ ایم. این ستمگر است که وقت آن را مشخص مى‏کند، زیرا اگر او خواهان صلح باشد ما از او استقبال مى‏کنیم و اگر خواهان جنگ باشد نیز آماده‏ ایم. ما سر فرو نمى‏آوریم و فرار نمى‏کنیم. تجهیزاتى هم نداریم جز دستانمان و سنگ‏ها و تفنگ‏هاى کوچک و کودکان و محله‏ هاى ساده. هر چند میان امکانات ما و آنان برابرى و توازن وجود ندارد ولى این نابرابرى بیشتر از نابرابرى میان سپاه امام حسین (علیه السلام) و سپاه عمر بن سعد نیست. سپاه امام چند نفر بودند؟ هفتاد و دو نفر [....]