مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر

تمرینی برای تدبر روی اندیشه های ناب

مشق تدبر
طبقه بندی موضوعی

هشت رذیله 4 / ناسپاسی 1

| دوشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۴۹ ب.ظ

سلام علیکم - بسم الله


سپاسگزاری اصل اول برای انسان بودن است. البته همه اصل نیست زیرا حیوانات نیز روحیه سپاسگزاری دارند. این اصل همراه با دیگر اصولی که در تقابل به رذائل هشتگانه است سبب می شود انسان متفاوت از دیگر حیوانات شود و به حداقلهای انسانیت برسد.

انسان اگر دارای لئامت شخصیتی نباشد، به راحتی نمک گیر می شود و وقتی نمک گیر شد تنها به خوبیهای انسانی که به او لطف کرده می اندیشد و نسبت به بدیهای او تغافل می کند. با تحقق این خصلت، تغافل از بدیها و در نظر داشتن مدام خوبیها، فرهنگ در جامعه می شود و در نتیجه فضایی امن برای حفظ شخصیت و زمینه ای بسیار مناسب برای رشد و تعالی بوجود خواهد آمد.

میزان نمک گیر شدن انسانها بسته به میزان انسانیت آنهاست زیرا فرمود:

الإنسان عبد الإحسان.

این که قرآن در آیات مختلف اکثر انسانها را ناسپاس می داند توضیح این آیه است: «اولئک کالانعام» و چون انعام و چهارپایات روحیه سپاسگذاری دارند در ادامه می فرماید: «بل هم اضل»

انسان اهل انس  و نسیان است. انس و نسیان دو روی یک سکه است. توضیح دهنده دو بُعد مثبت و منفی انسان است:

بُعدی که انس می گیرد و نمک گیر می شود و لطفهای دیگران را فراموش نمی کند و بُعدی که فراموش می کند و ناسپاس می گردد.

توجه به خود و خود پرستی و خودستایی و خود دوستی و حب ذات و ... سبب نسیان است. عجز و فقر و نیاز مدام و ... سبب انس است.

ناسپاسی و کفران بازتاب بُعد غفلت انسان از حقیقت فقر اوست.

«یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله» ندایی است که انسان ذاکر - نه غافل - همیشه به آن توجه دارد. خداوند این فقر را توسط اسباب و عللی که در جهان هستی انها را سازماندهی نموده است برطرف می کند.

انسان بخاطر نادانیش همیش برای خودش لیاقتی را در نظر می گیرد او معتقد است: «لطفهایی که من شده است بخاطر لیاقتی بوده است که در من وجود داشته است. در نتیجه لطفی نبوده بلکه مزد بوده است» و حال آن که انسان فقیر محض است و لیاقت برای کسی که ذاتا فقیر است معنی ندارد.
بنابرین هر چه به انسان داده می شود:
اولا خداوند داده است.
ثانیا توسط اسباب مادی به او داده شده است.
ثالثا هیچ لیاقتی زمینه این عطاها نبوده است.
فهم این سه مطلب، و تذکر مدام آنها انسانها را نسبت به خداوند خاضع و نسبت به مخلوقین متواضع می کند.

شکایت قرآن از ناسپاسی انسانها:

قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ

لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ

أَکْثَرَهُمْ لا یَشْکُرُونَ

قَلیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ

أَ فَلا یَشْکُرُونَ

أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَشْکُرُونَ

فَلَوْ لا تَشْکُرُونَ

و در آخر:

قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ مرگ بر انسان باد که چقدر ناسپاس است!!


هشت رذیله 3 / موانع هدایت وحیانی

| يكشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۳، ۱۱:۱۸ ب.ظ

سلام علیکم - بسم الله


25 ذی الحجه روز دحو الارض را تبریک می گویم. سالگرد تأسیس زمین! روز بس شکوهمندی است. بین میلیاردها جِرم آسمانی تنها این زمین را خداوند آماده نمود تا انسان بتواند در آن زندگی کند و خود را برای زندگی ابدی آماده سازد.

زمین جایی که همه توجه فرشتگان هستی به آنجا است.

زمین محل بعتث انبیاء علیهم السلام است.

دحو الارض روزی است که یادمان بماند که خداوند، زمین را گستراند نه آن که خود به اتفاق این چنین آماده زندگی انسان و ملیونهای گونه نباتی و حیوانی شده باشد.

این جماعت غربی که اینقدر پز علم را می دهند و از ما برای همه شریعتمان توضیح علمی طلب می کنند، ببیند خود اساسی ترین مسائل را چگونه با فرضیه ای خام پاسخ می دهند و قانع می شوند؟!!!

خب بگذریم!

مباحثی که هرشب مطرح می کنم مقدارش کم است ولی قابل تأمل می باشد پسندیده است روی آنها خوب فکر کنید و اگر سؤالی به ذهنتان رسید و یا مطلب بیشتری به فکرتان خطور نمود، آن را به اطلاع من برسانید!

از هشت رذیله می گفتم و می گفتم که گام اول برای خودسازی رسیدگی به شالوده کمال است. شالوده کمال رفع نقائص انسانی است.

کسانی که از دین و بخصوص از اسلام ایراد می گیرند زمانی می توان ایرادهای آنها را از سر حق طلبی دانست که در رفع نقائص انسانی خود تلاش مطلوبی داشته و موفقیتی مقبولی کسب نموده باشند.

کسانی که مرحله اول خودسازی را طی نموده باشند سینه اشان آماده پذیرش حقائق بالاتری بنام حقائق ایمانی است.

بسیار شده است که قرآن وقتی رفتار لجوحانه کفار را در مقابل حقائق وحیانی تحلیل می کند آنها را متهم به عدم داشتن خصلتهای انسانی می کند. (به عنوان نمونه به آیات نخست سوره مطففین مراجعه کنید)

اصولا هر انسانی اگر به پیامبر دورنی اش که عقل و فطرتش باشد گوش سپارد، خداوند دست او را در دست پیامبر بیرونی که انبیاء و اوصیاء آنها و علمای عارف به حقائق وحیانی باشد می گذارد.

این که قرآن می فرماید خداوند ظالمین را هدایت نمیکند برای این است که ظالم باید اول برود ظلم و ستمش را ترک کند و بعد سراغ خدا و پیامبر و کلا دین بیاید. ترک ستم که نیاز به تعلیم خدا ندارد. خداوند در نفس انسانها این مقدار از درک زشتیها را نهادینه نموده است: و نفس و ما سوایها فالهمها فجورها و تقویها.

نمونه هایی از موانع هدایت وحیانی:

وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ

وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ

وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ

إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی مَنْ یُضِلُّ

إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کَفَّارٌ

إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ



هشت رذیله 2 / اساس بودن صفات انسانی

| يكشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۲۱ ق.ظ

سلام علیکم - بسم الله


ان شاء الله که حال همه عزیزان خوب باشه! و آماده باشید تا قسمت دوم از مجموعه مباحث هشت رذیله را خدمت شما گرامیان تقدیم کنم!

دعا کنید تا موفق شوم هر شب یک بحث را بنویسم!

این هشت رذیله همه رذایل انسانی هستند که برای تصدیق رذیله بودن آنها نیازی به پیش فرض تصدیقهای اعتقادی نیست.

رها نمودن خود از رذائل انسانی، مثل بیرون آمدن از چاه است و زینت یافتن به فضائل ایمانی مثل بالا رفتن از کوه است.

مثلا انصاف و بعد از آن ایثار، دو فضیلت ایمانی است ولی ترک ستم، فضیلت انسانی است. تا زمانی که انسان ستم به دیگران را ترک نکند نمی تواند به انصاف و ایثار بیاندیشد. زیرا تا پایه های انسانیت در ما محکم نشود، نمی توان به برج و باروی ایمان فکر کرد.

هر کس با داشتن نقائص انسانی، احساسهای معنوی و ایمانی بکند بداند که دارد رؤیاپردازی می کند و شیطان از آن مکرهای خطرناکش روی او بکار گرفته است.

مثال دیگر: وقتی از مخلوق سپاسگزاری نشود، عباداتی که مضمون آن سپاسگزاری از خالق است، نمی تواند موجب عروج شود هرچند خاصیت عقاب نشدن را دارد. یعنی وقتی کسی که شخصیت ناسپاسی دارد و نماز می خواند، تنها خاصیت این نماز نیافتادن به دوزخ است ولی آیا به بهشت هم می رود؟ این بسته به میزان تلاشش برای رهایی از رذیله ناسپاسی است!

البته دین همه تلاشش را می کند تا انسان، ابتداء از حیوانیت بالا بیاید و انسان شود و بعد عنوان «مؤمن» را بگیرد که مورد غبطه ملائک قرار گیرد.

فرموده اند:

لا دِینَ لِمَن لا مُرُوَّةَ لَه.

لا دِینَ لِمَن لا عَقلَ لَه.

لا دِینَ لِمَن لا عَهدَ لَه.

لا دِینَ لِمَن لا وَرَعَ لَه.

لا دِینَ لِمَن لا صَبرَ لَه. 

هشت رذیله 1 / معرفی

| پنجشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ۰۷:۰۰ ق.ظ

سلام علیکم - بسم الله


در قرآن از هشت خصلت زشت انسان نام برده شده است. ان شاء الله قصد دارم مباحثی را در باره این هشت خصلت مطرح کنم تا بتوانیم گامی را جهت خودسازی تحت تعالیم قرآن عزیز برداریم:


ناسپاسی:              الزخرف : 15  إِنَّ الْإِنْسانَ لَکَفُورٌ مُبینٌ.

شتابزدگی:            الأنبیاء : 37  خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ.

لجاجت:                الکهف : 54  کانَ الْإِنْسانُ أَکْثَرَ شَیْ‏ءٍ جَدَلاً

ستمگری:             إبراهیم : 34  إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ

ولنگاری:             القیامة : 5  یُریدُ الْإِنْسانُ لِیَفْجُرَ أَمامَهُ 

حرص:                المعارج : 19 إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً 

بخل:                   الإسراء : 100  کانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً

نادانی:                 الأحزاب : 72  إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً